خانوم والده ترویج آشکار ابتذال جنسی زیر پوشش کمدی

خانوم والده ترویج آشکار ابتذال جنسی زیر پوشش کمدی

ساماس: دوران روحانی و وزارت صالحی ثابت کرد که وقتی نظارت جدی کنار گذاشته شود، سینما و تئاتر به ابزاری برای ترویج ابتذال تبدیل می گردند. امروز نیز نباید اجازه داد همان اشتباهات تکرار شود.



سرویس فرهنگ و هنر مشرق -

فیلم «خانوم والده» ساخته سهیل موفق با بازی رضا عطاران و عباس جمشیدی فر، نه یک کمدی خانوادگی، بلکه نمونه ای عریان از ولنگاری فرهنگی است که با مجوز رسمی وزارت ارشاد روی پرده سینماهای کشور رفته و صدها هزار تماشاگر، همچون نوجوانان را بدون در نظر گرفتن درجه بندی به سالن های سینما کشانده است.
«خانوم والده» نه تنها شأن خانواده ایرانی را رعایت نکرده، بلکه با شوخی های جنسی مکرر و نمایش مردان در پوشش زنانه، به حیا و عفت عمومی توهین کرده است. اگر ارشاد واقعا دغدغه فرهنگ اسلامی داشت، چنین آثاری هیچ گاه نباید مجوز می گرفتند. ادامه این روند، سینمای ایران را به کارگاه تولید محتوای مبتذل تبدیل میکند و نسل جوان را با ارزش های وارونه تربیت می کند. وقت آن رسیده که مسؤلان به جای توجیه فروش، مسئولیت اخلاقی خویش را قبول کنند و جلوی این ولنگاری آشکار را بگیرند.
این فیلم داستان دو برادر بدهکار است که برای به دست آوردن ارثیه ای ناگهانی بهانه ای یکی از آنان خویش را شبیه مادرش گریم می کند و این تنها بهانه اس است برای برای ردیف کردن شوخی های جنسی مکرر، تغییر هویت جنسیتی مرد به زن و موقعیت هایی که مرزهای ادب و عفت عمومی را آشکارا زیر پا می گذارد.
عطاران با گریم زنانه و لباس مادروار ظاهر می شود و جمشیدی فر نیز در صحنه هایی مشابه، مردانی را به نمایش می گذارد که برای خنداندن مخاطب به پوشش و رفتار زنانه روی می آورند.
این زن پوشی نه ابزاری برای طنز هوشمند، بلکه بهانه ای است برای تولید موقعیت های جنسی و اشاره های رکیک که فضای فیلم را آکنده از مضامین مبتذل کرده است.
فیلم پر از شوخی های جنسی گوناگون است؛ بگونه ای که بعد از جذب بیشتر از ۳۰۰ هزار تماشاگر، سیستم های فروش بلیت ناگهان رده سنی منفی ۱۵ سال را بر آن اعمال کردند.
این یعنی سازندگان و ناظران از همان شروع می دانستند محتوا برای نوجوانان و خانواده ها نامناسب است، اما مجوز دادند و اکران کردند تا گیشه پر شود.

طنز فیلم نه بر پایه موقعیت های انسانی یا نقد اجتماعی، بلکه بر پایه اشاره های جنسی، حرکات بدن و دیالوگ هایی است که مستقیماً به روابط جنسی و تغییر ظاهر جنسیتی اشاره دارد. تماشاگرانی که فیلم را دیده اند، از تکرار شوخی های جنسی در طول فیلم سخن گفته اند؛ شوخی هایی که شباهت تام به ویدئوهای مبتذل اینستاگرامی و نمایش های آزاد تجاری دارد که در آن مردان با لباس زنانه برای جلب توجه و خنده، مضامین جنسی را جار می زنند. این اثر دقیقا همان الگوی «سرگرمی برای سرگرمی» را دنبال می کند که هیچ رسالت فرهنگی ندارد و فقط برای فروش به هر قیمتی ساخته شده است.
رضا عطاران که زمانی با نقش های عامه پسند شناخته می شد، حال در نقش ابزاری برای ترویج این ابتذال ظاهر شده است. گریم زنانه او و موقعیت های کمیک مبتنی بر آن، بیشتر از آنکه خنده سالم بوجود آورد، مرزهای حیا را جابه جا می کند و به نوجوانان القا می کند که تغییر هویت جنسی و شوخی با اجزای بدن زنان امری عادی و خنده دار است. فیلم نامه «حمزه صالحی» و کارگردانی «سهیل موفق» هیچ تلاشی برای عمق و داستان نکرده و تمام ظرفیت فیلم را صرف تولید لحظات جنسی و رکیک کرده اند.

چرا وزارت ارشاد به چنین فیلم های مبتذلی مجوز می دهد؟


پرسش اساسی اینجاست که چه طور اثری با این حجم از شوخی های جنسی و ترویج زن پوشی مردان، پروانه ساخت و نمایش دریافت می کند و حتی بعد از اکران عمومی، تنها با محدودیت سنی مدیریت می شود؟ پاسخ روشن است: اولویت گیشه بر فرهنگ، و سازش با جریان ابتذال به بهانه رونق سینما.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بارها اعلام نموده که به فیلم های سخیف و مبتذل مجوز نمی دهد، اما در عمل، کمدی هایی از این دست که پر از اشاره های جنسی و موقعیت های غیراخلاقی اند، به آسانی از فیلتر شورای بازنگری عبور می کنند. محدودیت سنی بعد از اکران، نه چاره، بلکه اعتراف به شکست نظارت است. وقتی فیلمی با صدها هزار تماشاچی اکران می شود و بعد رده سنی می خورد، یعنی نظام نظارتی یا ناتوان است یا عامدانه چشم پوشی کرده است.

این رویه ریشه در چند عامل دارد. نخست، وابستگی مالی سینما به گیشه کمدی های جنسی - مبتذلِ ستاره محور. تهیه کنندگانی مانند عامریان فیلم با سابقه تولید آثار پرفروش، قدرت لابی بالایی دارند و ارشاد برای پر کردن سالن ها حاضر است از معیارهای اخلاقی کوتاه بیاید. دوم، معیارهای دوگانه و مبهم فیلم های اجتماعی یا انتقادی با سخت گیری مواجه می شوند، اما آثار تجاری با شوخی جنسی آسان تر مجوز می گیرند. سوم، نفوذ فرهنگ غربی و الگوهای اینستاگرامی که از راه همین کمدی ها وارد سینمای رسمی می شود و کم کم هنجارهای جامعه را تغییر می دهد.

نتیجه این سیاست، ترویج سیستماتیک ابتذال است. «خانوم والده» نه تنها شأن خانواده ایرانی را رعایت نکرده، بلکه با شوخی های جنسی مکرر و نمایش مردان در پوشش زنانه، به حیا و عفت عمومی توهین کرده است. اگر ارشاد واقعا دغدغه فرهنگ اسلامی داشت، چنین آثاری هیچ گاه نباید مجوز می گرفتند. ادامه این روند، سینمای ایران را به کارگاه تولید محتوای مبتذل تبدیل میکند و نسل جوان را با ارزش های وارونه تربیت می کند. وقت آن رسیده که مسؤلان به جای توجیه فروش، مسئولیت اخلاقی خویش را قبول کنند و جلوی این ولنگاری آشکار را بگیرند.
دوران وزارت سیدعباس صالحی در دولت حسن روحانی، صفحه سیاهی از کارنامه فرهنگی کشور بود که هنوز زخم هایش التیام نیافته است. در آن سال ها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به جای پاسداری از ارزش های اسلامی و انقلابی، به کارخانه اعطای مجوز برای آثار هنجارشکن و مبتذل تبدیل گشته بود. تئاترهایی که بوی بی بندوباری می دادند، به آسانی پروانه می گرفتند و سینما نیز جولانگاه فیلم هایی شد که مرزهای اخلاق را زیر پا می گذاشتند. در همین دوران بود که قائد شهید از کلید واژه ولنگاری فرهنگی استفاده کردند.

نمونه بارز این عملکرد ننگین، فیلم «رحمان ۱۴۰۰» ساخته منوچهر هادی بود که در نوروز ۱۳۹۸ روی پرده رفت. این فیلم با فروش نجومی بیشتر از ۲۲ میلیارد تومان در هفته های نخست، به پرفروش ترین اثر آن ایام تبدیل شد، اما محتوای آن چیزی جز مجموعه ای از شوخی های رکیک جنسی، رقص زننده شخصیت زن فیلم و صحنه هایی نبود که حتی تماشاگران خانوادگی را مجبور به خروج از سالن می کرد.
مسئولان سازمان سینمایی بعدها اعتراف کردند که نسخه اکران شده در بعضی سالن ها با نسخه مجوزدار متفاوت بوده و حاوی صحنه های حذف نشده است. با این وجود، اصل ماجرا این بود که چنین اثری اصلاً چه طور توانست پروانه نمایش بگیرد؟ پاسخ روشن است: سهل انگاری و چشم پوشی مدیران وقت وزارت ارشاد در دولت روحانی. روزنامه های انقلابی همان زمان فریاد زدند که کارگردان با بی هنری تمام، تنها راه خنداندن مخاطب را در دیالوگ ها و حرکات جنسی یافته است.
اکنون، سال ها بعد، با اکران باردیگر فیلم «خانوم والده» به کارگردانی سهیل موفق و بازی رضا عطاران، همان روحیه هنجارشکنی در سینما تکرار می شود. این کمدی که از ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ روی پرده رفته و فروش قابل توجهی داشته، پر از شوخی های جنسی است تا جایی که بعد از جذب صدها هزار مخاطب، رده سنی منفی ۱۵ برای آن اعلام گردید. مبدل پوشی و محتوای خارج از عرف آن، یادآور همان دوران سیاه است که ارزش های اخلاقی قربانی گیشه و لبخندهای سطحی می شد.

مصداق روشن دیگر این بازگشت به گذشته، نمایش «تهران پاریس تهران/ پل» است که اخیراً با دستور قضایی متوقف گردید. انتشار ویدیویی از صحنه رفتار دو بازیگر که خلاف عرف و شئون عمومی تشخیص داده شد، منجربه تشکیل پرونده قضایی مقابل عوامل شد و سیستم بلیت فروشی مسدود گردید. هرچند بعدها ادعا شد خطای دید بوده و میزانسن تغییر کرده، اما اصل ماجرا نشان میدهد که همان فضای سهل گیرانه دوران صالحی هنوز در کمین است و برخی آثار بدون رعایت حداقل های اخلاقی روی صحنه می روند.
این تکرار تاریخ، هشداری جدی است. دوران روحانی و وزارت صالحی ثابت کرد که وقتی نظارت جدی کنار گذاشته شود، سینما و تئاتر به ابزاری برای ترویج ابتذال تبدیل می گردند. امروز نیز نباید اجازه داد همان اشتباهات تکرار شود. مسؤلان فرهنگی باید با قاطعیت در مقابل هرگونه هنجارشکنی بایستند و نگذارند ارزش های جامعه اسلامی قربانی سودجویی و غرب زدگی شود. مردم انقلابی ایران دیگر تحمل بازگشت به آن دوران سیاه را ندارند.

بطور خلاصه

این فیلم داستان دو برادر بدهکار است که برای به دست آوردن ارثیه ای ناگهانی بهانه ای یکی از آنان خویش را شبیه مادرش گریم می کند و این تنها بهانه اس است برای برای ردیف کردن شوخی های جنسی مکرر، تغییر هویت جنسیتی مرد به زن و موقعیت هایی که مرزهای ادب و عفت عمومی را آشکارا زیر پا می گذارد.
عطاران با گریم زنانه و لباس مادروار ظاهر می شود و جمشیدی فر نیز در صحنه هایی مشابه، مردانی را به نمایش می گذارد که برای خنداندن مخاطب به پوشش و رفتار زنانه روی می آورند.
این زن پوشی نه ابزاری برای طنز هوشمند، بلکه بهانه ای است برای تولید موقعیت های جنسی و اشاره های رکیک که فضای فیلم را آکنده از مضامین مبتذل کرده است.
فیلم پر از شوخی های جنسی مختلف است؛ بگونه ای که پس از جذب بیشتر از ۳۰۰ هزار تماشاچی، سیستم های فروش بلیت ناگهان رده سنی منفی ۱۵ سال را بر آن اعمال کردند.
این یعنی سازندگان و ناظران از همان آغاز می دانستند محتوا برای نوجوانان و خانواده ها نامناسب است، اما مجوز دادند و اکران کردند تا گیشه پر شود.

طنز فیلم نه بر پایه موقعیت های انسانی یا نقد اجتماعی، بلکه بر پایه اشاره های جنسی، حرکات بدن و دیالوگ هایی است که مستقیماً به روابط جنسی و تغییر ظاهر جنسیتی اشاره دارد. این اثر دقیقا همان الگوی سرگرمی برای سرگرمی را دنبال می کند که هیچ رسالت فرهنگی ندارد و فقط برای فروش به هر قیمتی ساخته شده است.
رضا عطاران که زمانی با نقش های عامه پسند شناخته می شد، حال در نقش ابزاری برای ترویج این ابتذال ظاهر شده است. این فیلم با فروش نجومی بیشتر از ۲۲ میلیارد تومان در هفته های نخست، به پرفروش ترین اثر آن ایام تبدیل شد، اما محتوای آن چیزی جز مجموعه ای از شوخی های رکیک جنسی، رقص زننده شخصیت زن فیلم و صحنه هایی نبود که حتی تماشاگران خانوادگی را ملزم به خروج از سالن می کرد.
مسئولان سازمان سینمایی بعدها اعتراف کردند که نسخه اکران شده در بعضی سالن ها با نسخه مجوزدار متفاوت بوده و حاوی صحنه های حذف نشده است.

1405/07/21
19:13:20
5.0 / 5
7
تگهای خبر: بازی , تولید , خانواده , سرویس
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
عقیده بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم ابراز عقیده کنید
= ۸ بعلاوه ۱
ساماس - یوگا