بازنمایی قدرت نرم ایران در وضعیت پساجنگ و جایزه جهانی دیپلماسی
ساماس: ساماس: دهم شهریور ماه اولین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی با تجلیل از کوشش های 45 چهره داخلی و خارجی برگزار گردید، رویدادی که آنرا می توان بازنمایی قدرت نرم ایران دانست.
برگزاری اولین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی» جمهوری اسلامی ایران را میتوان یکی از جلوه های مهم سیاست فرهنگی و دیپلماسی عمومی ایران در وضعیت متأثر از جنگ اخیر و فضای پیچیده بین المللی ارزیابی کرد. این مراسم با حضور محمدرضا عارف، معاون اول رییس جمهور، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حسین سیمایی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، حجت الاسلام محمدمهدی ایمانی پور رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه و جمعی از هنرمندان، اهالی رسانه، نخبگان و کنشگران دیپلماسی عمومی انجام شد.
برای دوره نخست جایزه، بخش ویژه ای به فعالیتهای در رابطه با جنگ های تحمیلی، خصوصاً جنگ اخیر، اختصاص داده شده بود. حدود ۴۵ نفر بعنوان برگزیده عرضه شدند که ۱۵ نفر از آنان چهره های خارجی و حدود ۳۰ نفر از داخل کشور بودند. افزون بر این، حدود ۲۰۰ نفر از فعالین و شخصیت های مؤثر خارج از کشور نیز توسط نمایندگی های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مورد تقدیر قرار گرفتند.
بنابراین، برگزاری چنین مراسمی در فضای متأثر از جنگ را میتوان نوعی «دیپلماسی تاب آور فرهنگی» تلقی کرد؛ دیپلماسی ای که تلاش می کند ارتباطات فرهنگی را حتی در وضعیت بحرانی حفظ نموده و از ظرفیت فرهنگ برای کاهش شکاف های ادراکی میان ایران و جوامع خارجی استفاده نماید.
اهمیت این رویداد فقط در برگزاری یک مراسم تقدیر خلاصه نمی شود؛ بلکه میتوان آنرا تلاشی برای تقویت «قدرت نرم» ایران از مسیر فرهنگ، هنر، علم، رسانه، روایتگری و شبکه سازی بین المللی دانست. در این چارچوب، حضور همزمان شخصیت های سیاسی و فرهنگی در یک رویداد دیپلماسی فرهنگی، حامل این پیام است که فرهنگ در وضعیت بحران و جنگ، نه یک حوزه حاشیه ای، بلکه قسمتی از منظومه سیاست خارجی و امنیت ملی کشور بحساب می آید. سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در همین مراسم دیپلماسی عمومی را بخشی حیاتی و جدایی ناپذیر از سیاست خارجی توصیف کرد.
در نظام بین الملل معاصر، قدرت کشورها تنها بر منابع نظامی، اقتصادی و سیاسی استوار نیست. توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، ایجاد تصویر مطلوب، شکل گیری به داستانهای بین المللی و برقراری ارتباط پایدار با جوامع دیگر، بخش مهمی از ظرفیت قدرت ملی را تشکیل می دهد. از این منظر، دیپلماسی فرهنگی و عمومی را میتوان یکی از مهم ترین سازوکارهای اعمال قدرت نرم دانست.
نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران در چنین بستری برگزار گردید. این مراسم از یک سو با حضور عالی ترین سطوح سیاسی، فرهنگی و علمی کشور، جایگاه دیپلماسی فرهنگی را در ساختار رسمی سیاست خارجی برجسته کرد و از طرف دیگر، با تجلیل از ۴۵ چهره داخلی و خارجی فعال در عرصه های مختلف، کوشش کرد شبکه ای از روایتگران و کنشگران مؤثر ایران را شناسایی و تقویت کند.
از منظر تحلیلی، اهمیت این رویداد زمانی بیشتر آشکار می شود که آنرا در وضعیت متأثر از جنگ اخیر مورد توجه قرار دهیم؛ شرایطی که در آن «روایت»، «تصویر کشور» و افکار عمومی بین المللی به مؤلفه هایی با اهمیت راهبردی تبدیل می شوند.
حضور همزمان شخصیت های سیاسی و فرهنگی نشانه اهمیت راهبردی مراسم
یکی از مهم ترین خاصیت های این رویداد، حضور همزمان مقامات ارشد سیاسی، مسؤلان فرهنگی و علمی، هنرمندان، رسانه ها و فعالین دیپلماسی عمومی بود. حضور معاون اول رییس جمهور، وزرای فرهنگ و علوم، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سخنگوی وزارت امور خارجه در کنار نخبگان و فعالین فرهنگی نشان میدهد که موضوع دیپلماسی فرهنگی از سطح یک فعالیت فقط فرهنگی فراتر رفته و در پیوند با سیاست خارجی کشور تعریف شده است.
محمدرضا عارف در این مراسم بر این نکته تاکید کرد که دیپلماسی فرهنگی باید در خدمت وحدت ملت ها قرار گیرد و فرهنگ ابزاری قدرتمند برای ایجاد تفاهم میان ملت هاست. وی همین طور بر استفاده از ظرفیت اندیشمندان، هنرمندان، نخبگان و کنشگران فرهنگی برای تقویت ارتباط میان ملت ها تاکید کرد.
از این منظر، میتوان حضور شخصیت های سیاسی و فرهنگی در این مراسم را واجد یک پیام راهبردی دانست: در وضعیت بحران، جنگ و فشار بین المللی، عرصه فرهنگ بازهم یک میدان فعال برای ارتباط، اقناع و تأثیرگذاری است.
این موضوع اهمیت ویژه ای دارد؛ برای اینکه در وضعیت جنگی، میدان تقابل فقط به عرصه نظامی محدود نمی شود و افکار عمومی داخلی و خارجی، رسانه ها، شبکه های اجتماعی و برداشت جوامع مختلف از طرفین درگیری نیز اهمیت پیدا می کنند. در چنین شرایطی، توانایی یک کشور برای ارایه روایت خود و برقراری ارتباط مستقیم با نخبگان و جوامع خارجی می تواند قسمتی از ظرفیت تاب آوری ملی محسوب شود.
جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی؛ از تقدیر تا شبکه سازی
بررسی اهداف اعلام شده برای این جایزه نشان میدهد که هدف آن فقط اعطای یک عنوان یا تقدیر نمادین نیست. از میان بالاتر از ۳۰۰ گزینه معرفی شده، ۴۵ چهره داخلی و خارجی در ۱۳ حوزه انتخاب شدند؛ حوزه هایی همچون «فرهنگ و هنر»، «دیپلماسی عمومی»، «دیپلماسی علمی»، «روایتگری از ایران»، «کنشگران رسانه ای»، «ایرانیان خارج از کشور»، «زنان»، «قرآن و تبلیغ»، «حقوق»، «ترجمه و نشر»، «سازمان های مردم نهاد»، «ادیان توحیدی» و «ورزش». این تنوع نشان میدهد که مفهوم قدرت نرم در این رویداد به یک حوزه خاص محدود نشده است. در حقیقت، تصویر بین المللی یک کشور حاصل برهم کنش مجموعه ای از عناصر فرهنگی، علمی، اجتماعی، رسانه ای و انسانی است.
حجت الاسلام محمدمهدی ایمانی پور رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز تصریح کرده است که جایزه، «هدف نهایی» نیست، بلکه ابزاری برای شناسایی روایتگران مؤثر، دفاع از آنان و ایجاد شبکه ای فعال در حوزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی است.
از منظر آکادمیک، این رویکرد را میتوان حرکت از دیپلماسی «رویدادمحور» به دیپلماسی «شبکه محور» دانست. در مدل رویدادمحور، برگزاری یک نمایشگاه، جشنواره، همایش یا مراسم فرهنگی هدف اصلی است؛ اما در مدل شبکه محور، رویداد وسیله ای برای شناسایی افراد، ایجاد ارتباطات پایدار و شکل گیری به شبکه های انسانی در محیط بین المللی است.
دیپلماسی فرهنگی در وضعیت متأثر از جنگ، اهمیت روایت
حجت الاسلام والمسلمین محمدمهدی ایمانی پور، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در اولین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی، تصویری راهبردی از جایگاه فرهنگ و روایت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ارائه نمود. محور اصلی دیدگاه وی، گذار از تلقی سنتی دیپلماسی فرهنگی به نگاهی فعال، شبکه محور و اثرگذار در حوزه افکار عمومی بین المللی است؛ نگاهی که در وضعیت پیچیده و متأثر از جنگ، تحریم و فشارهای رسانه ای، فرهنگ را به یکی از مؤلفه های مهم قدرت نرم کشور مبدل می کند.
یکی از مهم ترین محورهای این مراسم، مفهوم «روایت» بود. ایمانی پور رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تاکید کرده است که روایتگری در رابطه با ایران نباید به یک مقطع کوتاه محدود شود و روایت صحیح می تواند هم نقش «دافع» و هم نقش «رافع» داشته باشد؛ یعنی از ایجاد تصویرهای ناصحیح پیشگیری کند و برداشت های منفی شکل گرفته در رابطه با ایران را اصلاح نماید. در این چارچوب، روایت فقط یک فعالیت رسانه ای نیست؛ بلکه سازوکاری برای تولید معنا، ایجاد فهم متقابل و شکل گیری به ادراک بین المللی از ایران است.
نکته برجسته دیگر در سخنان ایمانی پور، نگاه پیشگیرانه و ترمیمی به قدرت نرم است.
از دیدگاه سکاندار دیپلماسی عمومی و راهبرد روایت ایران، روایت صحیح می تواند از ایجاد تصویرهای منفی و سوءبرداشت ها پیشگیری کند و همزمان در اصلاح ذهنیت های موجود در رابطه با ایران مؤثر باشد. از این منظر، دیپلماسی عمومی نه فقط واکنشی به بحران ها، بلکه یک فرآیند مستمر و طولانی مدت برای ایجاد شناخت، اعتماد و ارتباط میان ایران و جوامع جهانی است.
در همین راستا، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بر شبکه سازی و شناسایی کنشگران مؤثر تاکید ویژه دارد. جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی از دید وی هدف غائی نیست، بلکه ابزاری برای شناسایی روایتگران مؤثر ایران، تقدیر از آنان، ایجاد ارتباط میان آنها و شکل گیری به یک شبکه پایدار از فعالین دیپلماسی فرهنگی و عمومی است. این رویکرد را میتوان حرکت از «دیپلماسی مبتنی بر رویداد» به طرف دیپلماسی مبتنی بر شبکه و سرمایه اجتماعی دانست.
در این چارچوب، ایمانی پور نقش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را نیز فراتر از اجرای برنامه های فرهنگی تعریف می کند. سازمان، علاوه بر فعالیت مستقیم در حوزه بین المللی، مأموریت حمایت، پشتیبانی و تقویت مجموعه ای از کنشگران داخلی و خارجی را بر عهده دارد؛ نگاهی که می تواند ظرفیتهای پراکنده فرهنگی، علمی، هنری و رسانه ای کشور را در قالب یک منظومه منسجم از قدرت نرم به یکدیگر متصل کند.
از منظر مثبت و راهبردی، میتوان ایمانی پور را در این رویداد سکاندار رویکرد جدید دیپلماسی عمومی ایران توصیف کرد؛ نگاهی که در آن «روایت ایران»، «شبکه سازی جهانی»، «حمایت از روایتگران»، «حضور فعال در افکار عمومی» و «تبدیل سرمایه فرهنگی به سرمایه ارتباطی» در کانون سیاست فرهنگی خارجی قرار گرفته اند. تاکید وی بر استمرار سالانه جایزه و ایجاد دبیرخانه دائمی نیز نشان میدهد که این سیاست با نگاه مقطعی طراحی نشده، بلکه در پی ایجاد یک سازوکار نهادی و پایدار برای تقویت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است.
در مجموع، میتوان رویکرد ایمانی پور را تلاشی برای پیشرفت دیپلماسی فرهنگی از سطح معرفی داشته های ایران به سطح مدیریت هوشمند تصویر، روایت و روابط بین المللی ایران دانست. این رویکرد، با تاکید بر ظرفیتهای فرهنگی، علمی، هنری و انسانی کشور، در پی آنست که قدرت نرم ایران را از یک ظرفیت بالقوه به شبکه ای فعال از ارتباطات و اعتماد در محیط بین المللی تبدیل کند؛ نگاهی که در وضعیت بحرانی و پساجنگ، می تواند نقشی مهم در حفظ ارتباطات بین المللی، کاهش سوءبرداشت ها و تقویت جایگاه ایران در افکار عمومی جهان ایفا کند.
شبکه تبادل نظر های فرهنگی، زیرساخت قدرت نرم ایران
یکی از مهم ترین ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران برای اعمال قدرت نرم، شبکه تبادل نظر ها و نمایندگی های فرهنگی در خارج از کشور است. این شبکه را میتوان یک زیرساخت نهادی برای برقراری ارتباط مستمر میان ایران و جوامع مختلف جهان دانست. اهمیت این شبکه در وضعیت بحران دوچندان می شود؛ برای اینکه رایزن فرهنگی فقط برگزارکننده برنامه های فرهنگی نیست، بلکه می تواند بعنوان واسطه ای میان دانشگاهیان، هنرمندان، رسانه ها، نخبگان، جوانان و نهادهای اجتماعی ایران و کشورهای میزبان عمل کند.
در همین راستا، وزیر علوم در مراسم جایزه تاکید کرد که مأموریت رایزن فرهنگی نباید فقط «معرفی ایران» باشد، بلکه باید به «ساختن رابطه» میان ایران و جوامع دیگر تغییر کند. وی سه سرمایه اصلی رایزنان فرهنگی را «شناخت، اعتماد و رابطه» دانست.
این برداشت از مأموریت تبادل نظر های فرهنگی، با ادبیات جدید دیپلماسی عمومی نیز سازگار است: قدرت نرم زمانی پایدار می شود که مخاطب خارجی فقط دریافت کننده پیام نباشد، بلکه وارد یک رابطه متقابل و طولانی مدت شود.
گذار از معرفی ایران به ایجاد رابطه با ایران
یکی از نکات قابل توجه در سخنان وزیر علوم، تاکید بر تغییر رویکرد از معرفی یک سویه ایران به ایجاد روابط پایدار بود. وی اظهار نمود که برگزاری هفته های فرهنگی، نمایشگاه ها، نشست ها، ترجمه کتاب و معرفی هنر و تمدن ایرانی لازمست، اما اثر پایدارتر زمانی ایجاد می شود که میان افراد و نهادهای دو جامعه رابطه و اعتماد شکل گیرد.
بر اساس این دیدگاه، میتوان سه مرحله برای تکامل دیپلماسی فرهنگی ایران درنظر گرفت:
معرفی: معرفی تاریخ، تمدن، هنر، ادبیات، علم و فرهنگ ایران؛
تعامل: ایجاد ارتباط میان دانشگاه ها، هنرمندان، رسانه ها و نخبگان؛
شبکه سازی: تبدیل روابط موردی به همکاریهای مستمر و چندلایه.
مرحله سوم از نظر قدرت نرم اهمیت بیشتری دارد؛ برای اینکه شبکه های انسانی در زمان بحران می توانند بعنوان کانال های ارتباطی مستقل از مناسبات رسمی دولت ها عمل کنند.
ظرفیت های فرهنگی ایران بعنوان منابع قدرت نرم
در این مراسم، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دامنه وسیعی از ظرفیتهای ایران را برای روایتگری بین المللی برشمرد: تمدن تاریخی، میراث فرهنگی، میراث ناملموس، تنوع اقلیمی، گردشگری، دانش و فناوری، فلسفه، عرفان، شعر، موسیقی، هنر، اسلام و تجربه تاریخی مقاومت.
این مجموعه را میتوان در قالب یک «سبد قدرت نرم» طبقه بندی کرد:
این تنوع نشان میدهد که قدرت نرم ایران را نباید فقط در عرصه فرهنگ سنتی یا میراث تاریخی جست وجو کرد؛ بلکه تلفیقی از فرهنگ، علم، هنر، جامعه، رسانه و سرمایه انسانی می تواند مبنای سیاست قدرت نرم قرار گیرد.
دیپلماسی فرهنگی به مثابه قسمتی از سیاست خارجی
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در این مراسم خاطرنشان کرد که دیپلماسی عمومی دیگر فعالیتی حاشیه ای یا تکمیلی نیست، بلکه به بخشی حیاتی از سیاست خارجی تبدیل گشته است. وی همین طور بر ضرورت سودجستن از ظرفیتهای مردمی، فرهنگی، علمی، هنری، رسانه ای و اجتماعی ایران تاکید کرد.
این دیدگاه از نظر سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد. برمبنای آن، وزارت امور خارجه، دانشگاه ها، مراکز علمی، رسانه ها، هنرمندان، ورزشکاران، سازمان های مردم نهاد و ایرانی ها خارج از کشور می توانند اجزای یک منظومه واحد قدرت نرم باشند.
در همین چارچوب، بقایی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را یکی از شرکای مهم دستگاه دیپلماسی و «یکی از بازوان باارزش فرهنگی کشور» معرفی نمود.
اهمیت ظرفیتهای تبادل نظر های فرهنگی ایران
گستره جغرافیایی تبادل نظر های فرهنگی، یک مزیت راهبردی برای ایران بوجود می آورد. گزارشهای انتشار یافته نشان میدهد که شبکه نمایندگی های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشورها فعال بوده و برنامه های فرهنگی، علمی، هنری، رسانه ای و اجتماعی گوناگونی را در این کشورها دنبال کرده است.
از این منظر، شبکه تبادل نظر های فرهنگی را میتوان نه فقط مجموعه ای از دفاتر اداری، بلکه شبکه ای از نقاط تماس قدرت نرم ایران با محیط بین المللی تلقی نمود. ارزش راهبردی این شبکه در سه خاصیت نهفته است:
حضور مستمر: ارتباط فرهنگی فقط به مقاطع بحران محدود نمی شود.
شناخت محلی: رایزن فرهنگی با ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه میزبان آشنایی دارد.
شبکه سازی: امکان اتصال دانشگاهیان، هنرمندان، رسانه ها و نخبگان دو کشور فراهم می شود.
در نتیجه، سرمایه گذاری بر این شبکه می تواند ظرفیت ایران برای انتقال پیام، اصلاح برداشت های نادرست، ایجاد اعتماد و توسعه همکاریهای علمی و فرهنگی را افزایش دهد.
بنابراین اولین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی» را میتوان فراتر از یک مراسم تقدیر فرهنگی ارزیابی کرد. این رویداد در وضعیت متأثر از جنگ اخیر و در فضایی انجام شد که مسئله تصویر ایران، روایت جنگ، افکار عمومی جهانی و مواجهه با برداشت های ناصحیح از کشور اهمیت مضاعفی یافته است. حضور همزمان مقامات ارشد سیاسی، فرهنگی و علمی، هنرمندان، رسانه ها و کنشگران بین المللی نیز نشان دهنده جایگاه رو به رشد دیپلماسی فرهنگی در منظومه سیاست خارجی ایران است.
از منظر قدرت نرم، مهم ترین نقطه قوت این رویداد، تاکید بر روایتگری، شبکه سازی و ایجاد رابطه بود. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اعلام نموده است که هدف جایزه، شناسایی روایتگران مؤثر، دفاع از آنان و ایجاد شبکه ای فعال در حوزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی است.
در این میان، شبکه گسترده تبادل نظر های فرهنگی ایران در کشورها، یک زیرساخت مهم برای تحقق این سیاست بحساب می آید. این شبکه می تواند بوسیله ارتباط با نخبگان، دانشگاه ها، رسانه ها، هنرمندان، جوانان و نهادهای اجتماعی کشورهای میزبان، ظرفیتهای تمدنی، علمی و فرهنگی ایران را به سرمایه ارتباطی تبدیل کند.
در نهایت، میتوان استدلال کرد که قدرت نرم ایران در وضعیت جنگی یا پساجنگی زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که از سطح نمایش دستاوردها فراتر رفته و به ایجاد اعتماد، رابطه و شبکه های پایدار انسانی در کشورهای جهان منجر شود. همان گونه که در این مراسم نیز تاکید شد، مأموریت نسل جدید رایزنان فرهنگی فقط معرفی ایران نیست؛ بلکه ایجاد پل میان ایران و جهان است.
از این منظر، برگزاری چنین مراسمی را میتوان یک اقدام مؤثر در جهت تثبیت دیپلماسی فرهنگی بعنوان یکی از ابزارهای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و کوشش برای حفظ و تقویت ارتباطات بین المللی در وضعیت بحران ارزیابی کرد.
منبع: مهر
بطور خلاصه، حدود ۴۵ نفر به عنوان برگزیده عرضه شدند که ۱۵ نفر از آنان چهره های خارجی و حدود ۳۰ نفر از داخل کشور بودند. از میان بیشتر از ۳۰۰ گزینه معرفی شده، ۴۵ چهره داخلی و خارجی در ۱۳ حوزه انتخاب شدند؛ حوزه هایی همچون فرهنگ و هنر، دیپلماسی عمومی، دیپلماسی علمی، روایتگری از ایران، کنشگران رسانه ای، ایرانی ها خارج از کشور، زنان، قرآن و تبلیغ، حقوق، ترجمه و نشر، سازمان های مردم نهاد، ادیان توحیدی و ورزش. وی اظهار داشت که برگزاری هفته های فرهنگی، نمایشگاه ها، نشست ها، ترجمه کتاب و معرفی هنر و تمدن ایرانی لازمست، اما اثر پایدارتر زمانی ایجاد می شود که میان افراد و نهادهای دو جامعه رابطه و اعتماد شکل گیرد.
بر اساس این دیدگاه، میتوان سه مرحله برای تکامل دیپلماسی فرهنگی ایران در نظر گرفت:
معرفی: معرفی تاریخ، تمدن، هنر، ادبیات، علم و فرهنگ ایران؛
تعامل: ایجاد ارتباط میان دانشگاه ها، هنرمندان، رسانه ها و نخبگان؛
شبکه سازی: تبدیل روابط موردی به همکاریهای مستمر و چندلایه.
مرحله سوم از نظر قدرت نرم اهمیت بیشتری دارد؛ به جهت اینکه شبکه های انسانی در زمان بحران می توانند به عنوان کانال های ارتباطی مستقل از مناسبات رسمی دولت ها عمل کنند.
ظرفیت های فرهنگی ایران به عنوان منابع قدرت نرم
در این مراسم، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دامنه وسیعی از ظرفیت های ایران را برای روایتگری بین المللی برشمرد: تمدن تاریخی، میراث فرهنگی، میراث ناملموس، تنوع اقلیمی، گردشگری، دانش و فناوری، فلسفه، عرفان، شعر، موسیقی، هنر، اسلام و تجربه تاریخی مقاومت.
این مجموعه را میتوان در قالب یک سبد قدرت نرم طبقه بندی کرد:
این تنوع نشان میدهد که قدرت نرم ایران را نباید فقط در حوزه فرهنگ سنتی یا میراث تاریخی جست وجو کرد؛ بلکه ترکیبی از فرهنگ، علم، هنر، جامعه، رسانه و سرمایه انسانی می تواند مبنای سیاست قدرت نرم قرار گیرد.
دیپلماسی فرهنگی به مثابه قسمتی از سیاست خارجی
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در این مراسم اشاره کرد که دیپلماسی عمومی دیگر فعالیتی حاشیه ای یا تکمیلی نیست، بلکه به بخشی حیاتی از سیاست خارجی تبدیل گشته است.
منبع: ساماس
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
عقیده بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم در مورد این مطلب ابراز عقیده کنید