اکبر عبدی به روایتی دیگر
به گزارش ساماس، «مادر » یکی از الگوی باشکوه بازیگری در تاریخ سینمای ایران در این گزاره بی همتاست و البته دیگر بازیهای مولف عبدی هم دارای این شاخصه می باشند.
«اکبر عبدی با خاصیت های برجسته درک کاراکتر، گریم پذیری چهره، توانایی تغییر صدا، شناخت و تسلط به زبان ها، گویش ها و لهجه های متعدد، قدرت بداهه گویی و داشتن «آن» عشق در بازیگری جهت تاثیر بر مخاطب، در آثار پرفروش زیادی موفق به ایفای نقش می شود که این امر نشان دهنده توانایی وی در هر دو وجه سینما یعنی سینمای قائم به اندیشه و سینمای قائم به گیشه است.»
این نکات بخشی از یادداشت آریو همتی منتقد سینما و نویسنده کتاب «جهان سینما در وضعیت ابرفیلم» است که اخیرا انتشار یافته و نویسنده آن در یادداشتی با عنوان «اکبر عبدی، بازیگر مولف» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:
«اکبر عبدی بازیگر مولف و مطرح سینمای ایران و مهم ترین بازیگر کمدی تاریخ سینما جایگاهی ماندگار در تاریخ سینما دارد.
«چهار اصل مهم در فلسفه بازیگری و نه بازیگری به مفهوم عام عبارتند از:
۱ـ کاراکتر غیرکلیشه، ضد کلیشه و دگرکاراکتری
۲ـ دگرسوژگی
۳ـ دیالکتیک بازیگر و کاراکتر
۴ـ بازیگر و کاراکتر سوژه های شناور
در مواجهه متن، بازیگر و جنس سوم این دو، این چهار گزاره تعیین کننده محسوب می شوند. » ۱*
نخست بحث انتخاب اثر و نقش است. آیا نقشی که انتخاب شده به صورت پیشینی به آن پرداخت نشده یا اگر شده آیا پتانسیلی در آن جهت کشف وجود دارد؟ این انتخاب برای «اکبر عبدی » در فیلم های مولف او « اجاره نشین ها»، «ای ایران »، «مادر »، «دلشدگان »، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «هنرپیشه » و «آدم برفی» وجود دارد.
تمام این آثار و کاراکترهای خلق شده همه پتانسیل مند بوده و فرصت مناسب برای کشف داشته های بازیگری اکبر عبدی را فراهم آورده است. بحث دگر سوژگی یعنی این که بازیگر به صورت « شعور کلمه محور» و با «آگاهی برآگاهی» یا به صورت «غریزی ـ تشعشعی » به این رسیده باشد که کاراکتر ابژه نیست، بلکه کاراکتر هم در جایگاه نگریستن به جهان قرار دارد و برای او به اصطلاح دگرسوژه شمرده می شود، باز هم در تمامی فیلم های مولف و بازیهای مولف اکبر عبدی در این آثار، این امر رعایت می شود.
در دیالکتیک ادراکی برعکس دیالکتیک تضاد که نقش و بازیگر در آن تز و آنتی تز محسوب می شوند، اینجا هر دو تز هستند و شبیه پرتوهای مختلف خورشید در ساحت اتفاق پسینی هم افزا و جنس سوم وار اتفاق می افتند.
«مادر » یکی از الگوی باشکوه بازیگری در تاریخ سینمای ایران در این گزاره بی همتاست و البته دیگر بازیهای مولف عبدی هم دارای این شاخصه می باشند. مفهوم سوژه های شناور یعنی این که بازیگر از ابتدا تا پایان حق نشستن در جایگاه سوژه و نگریستن به جهان را ندارد اما حق دارد به عنوان بخشی از حقیقت به صورت هم افزا با کاراکتر در جایگاه سوژه قرار گیرد. سوژه شناور فرصت مناسبی برای عبور از ( دیکتاتوری متن، صدا، بازی، یا کاراکتر است) و در برآیند نهائی با جنس سومی از همه اینها بدون انکار و تحقیر هیچ صدا، بازی یا کاراکتری مواجهه خواهیم بود که اوج این امر در «آدم برفی» اتفاق می افتد ولی باز تمامی آثار و بازیهای تالیفی اکبر عبدی واجد چنین خصلتی می باشند.
اکبر عبدی با خاصیت های برجسته درک کاراکتر، گریم پذیری چهره، توانایی تغییر صدا، شناخت و تسلط به زبان ها، گویش ها و لهجه های متعدد، قدرت بداهه گویی و داشتن «آن» عشق در بازیگری جهت تاثیر بر مخاطب در آثار پرفروش زیادی موفق به ایفای نقش می شود که این امر نشان دهنده توانایی وی در هر دو وجه سینما یعنی سینمای قائم به اندیشه و سینمای قائم به گیشه است و البته گاهی در تعدادی آثار مانند «اجاره نشین ها» یا «آدم برفی» قائم بر هر دو نوع از سینما.
در زمینه سینمای کمدی رده نخست ایران اکبر عبدی در کنار نصرت کریمی، نصرت ا... وحدت، پرویز صیاد، مهران مدیری، فاطمه معتمدآریا، ایرج طهماسب، سروش صحت و رضا عطاران قرار دارد.
۱*ـ منبع:
کتاب نظریه فرافیلم و کارکرد مکتب نقد عمیق گرا در ژانر شناسی سینما ـ به قلم آریو همتی، نشر ارشدان تهران ۱۴۰۵ـ چاپ اول.
منبع: ایسنا بطور خلاصه
این نکات قسمتی از یادداشت آریو همتی منتقد سینما و نویسنده کتاب جهان سینما در وضعیت ابرفیلم است که بتازگی منتشر شده و نویسنده آن در یادداشتی با عنوان اکبر عبدی، بازیگر مولف که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:
اکبر عبدی بازیگر مولف و مطرح سینمای ایران و مهم ترین بازیگر کمدی تاریخ سینما جایگاهی ماندگار در تاریخ سینما دارد.
چهار اصل مهم در فلسفه بازیگری و نه بازیگری به مفهوم عام عبارتند از:
۱ـ کاراکتر غیرکلیشه، ضد کلیشه و دگرکاراکتری
۲ـ دگرسوژگی
۳ـ دیالکتیک بازیگر و کاراکتر
۴ـ بازیگر و کاراکتر سوژه های شناور
در مواجهه متن، بازیگر و جنس سوم این دو، این چهار گزاره تعیین کننده محسوب می شوند. بحث دگر سوژگی یعنی اینکه بازیگر به شکل شعور کلمه محور و با آگاهی برآگاهی یا به شکل غریزی ـ تشعشعی به این رسیده باشد که کاراکتر ابژه نیست، بلکه کاراکتر هم در جایگاه نگریستن به جهان قرار دارد و برای او به اصطلاح دگرسوژه شمرده می شود، باز هم در تمامی فیلم های مولف و بازی های مولف اکبر عبدی در این آثار، این امر رعایت می شود.
در دیالکتیک ادراکی برعکس دیالکتیک تضاد که نقش و بازیگر در آن تز و آنتی تز محسوب می شوند، اینجا هر دو تز هستند و شبیه پرتوهای مختلف خورشید در ساحت اتفاق پسینی هم افزا و جنس سوم وار اتفاق می افتند.
مادر یکی از الگوی باشکوه بازیگری در تاریخ سینمای ایران در این گزاره بی همتاست و البته دیگر بازی های مولف عبدی هم دارای این شاخصه می باشند.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
عقیده بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم در مورد این مطلب ابراز عقیده کنید