دارو نمی تواند جای سیاست رویارویی با چاقی را بگیرد
به گزارش ساماس، استادیار اقتصاد سلامت اظهار داشت: آمپول های لاغری فقط یک درمان جدید نیستند؛ نحوه تامین مالی و دسترسی عادلانه به آنها نیز چالش مهم نظام سلامت است.
یادداشت میهمان - محمدرضا شیخی چمان؛ استادیار اقتصاد سلامت: «در ماه های اخیر، کمتر موضوعی در عرصه سلامت به اندازه آمپول های لاغری توجه عمومی را به خود جلب کرده است. داروهای جدیدی که قسمتی از آنها در ابتدا برای درمان دیابت شناخته می شدند، حالا به گزینه ای مهم در درمان چاقی تبدیل گشته اند و نامشان بیشتر از گذشته در فضای عمومی و شبکه های اجتماعی شنیده می شود. جذابیت این داروها قابل درک است؛ برای فردی که سال ها با اضافه وزن یا چاقی دست وپنجه نرم کرده، یک ابزار درمانی جدید می تواند امیدبخش باشد. اما درست در همین نقطه، یک سوال مهم برای نظام سلامت شکل می گیرد: این داروها مقرر است چه جایگاهی در برخورد با چاقی داشته باشند.
پاسخ به این پرسش با انکار اهمیت داروهای جدید شروع نمی گردد. درمان های مبتنی بر GLP-۱ افق جدیدی در مدیریت چاقی بوجود آورده اند. سازمان جهانی سلامت نیز در اولین راهنمای خود در رابطه با استفاده از این درمان ها برای چاقی در بزرگسالان، سفارش هایی مشروط جهت استفاده از آنها عرضه کرده است. با این وجود، این سفارش ها با عنایت به محدودیت شواهد در رابطه با برخی جنبه های بلند مدت درمان، هزینه ها، آمادگی نظام های سلامت و نتایج احتمالی برای عدالت در دسترسی عنوان شده اند. بنابراین، حتی در سطح جهانی نیز بحث در رابطه با این داروها فقط به این پرسش محدود نمی شود که آیا موثرند.
مسئله از جایی شروع می شود که یک ابزار درمانی، بتدریج جای یک سیاست سلامت را بگیرد. اگر چاقی را فقط به مساله ای برای کاهش وزن فردی تبدیل نماییم، بخش مهمی از حقیقت را نادیده گرفته ایم. الگوی تغذیه، فعالیت بدنی، محیط زندگی و شرایط اجتماعی و اقتصادی در ایجاد و ادامه چاقی نقش دارند. بنابراین، حتی اگر یک دارو برای فرد حائز شرایط بتواند درمانی موثر باشد، نمی توان انتظار داشت که به تنهایی جایگزین اقداماتی شود که برای پیشگیری و مدیریت چاقی در سطح جمعیت طراحی شده اند. سازمان جهانی سلامت نیز تأکید کرده است که دارو به تنهایی چاقی را معکوس نخواهد کرد و باید در کنار تغذیه سالم، فعالیت بدنی و حمایت متخصصان سلامت مورد استفاده قرار گیرد.
از این منظر، شاید بهتر باشد سوال را از آیا آمپول های لاغری موثرند. به آمپول های لاغری برای چه کسانی، با چه اولویتی و در چه چارچوبی باید استفاده شوند؟ تغییر دهیم. همین تغییر ساده، بحث را از دارو به حکمرانی سلامت می برد. هیچ نظام سلامتی با منابع نامحدود مواجه نیست و هر تکنولوژی جدید، حتی اگر اثربخشی قابل توجهی داشته باشد، باید در کنار سایر نیازهای سلامت در رابطه با جایگاه و نحوه ی استفاده از آن تصمیم گیری شود.
اینجا مساله عدالت نیز مطرح می شود. اگر یک درمان جدید موثر باشد، اما دسترسی به آن بیشتر از آنکه به نیاز سلامت وابسته باشد به توانایی پرداخت افراد وابسته شود، ممکنست شکاف های موجود در سلامت عمیق تر شود. سازمان جهانی سلامت نیز بر اهمیت دسترسی عادلانه به این درمان ها و لزوم آماده سازی نظام های سلامت جهت استفاده از آنها تأکید کرده است. بنابراین، سوال فقط این نیست که چه کسی توان پرداخت هزینه دارو را دارد؛ سوال مهم تر این است که چه کسی برمبنای نیاز و منفعت مورد انتظار سلامت باید در اولویت دسترسی قرار گیرد؟
این مبحث حالا حتی در سطح حکمرانی سلامت نیز به یک مساله مشخص تبدیل گشته است. سازمان جهانی سلامت در اول ژوئن ۲۰۲۶ برای تشکیل یک گروه کارشناسی با هدف کمک به تدوین راهنمای اجرایی استفاده از درمان های GLP-۱ در مراقبت از چاقی فراخوان داد. در این فرآیند، عواملی مانند خطر بالینی، منفعت مورد انتظار از درمان، امکان پذیری، عدالت، استطاعت مالی، آمادگی نظام سلامت و اثر بر سلامت جمعیت مورد توجه قرار گرفته اند. همینطور اثر بودجه ای، هزینه ها و سناریوهای قیمت گذاری نیز در عرصه بررسی این گروه قرار دارد. معنای این رویکرد روشن است: مساله فقط این نیست که یک دارو چقدر موثر است؛ مساله این است که این فناوری چطور و برای چه کسانی در نظام سلامت به کار گرفته شود.
از اینجا میتوان چرخه تصمیم گیری را بهتر دید. سیاست گذار سلامت باید در رابطه با جهت و اولویت های کلی تصمیم بگیرد؛ مدیران حوزه بهداشت و درمان باید ببینند این تصمیم چطور می تواند در نظام ارایه خدمت اجرا شود؛ و اقتصاددانان سلامت باید نتایج هزینه ای، منافع مورد انتظار، هزینه فرصت و نحوه تخصیص منابع را تحلیل کنند. هیچ کدام از این سه نگاه به تنهایی کافی نیست. حکمرانی موثر زمانی شکل می گیرد که سیاست گذاری، امکان اجرا و تحلیل اقتصادی در کنار یکدیگر قرار گیرند و هرکدام قسمتی از یک تصمیم واحد را روشن کنند.
در چنین تصمیمی، هزینه دارو فقط یک عدد در لیست مخارج نظام سلامت نیست. هر میزان منابعی که برای یک درمان اختصاص می دهیم، به این معناست که همان منابع را نمی توانیم هم زمان برای نیاز دیگری به کار ببریم. این همان جایی است که هزینه فرصت اهمیت پیدا می کند. سوال سیاست گذار فقط این نیست که آیا این دارو پرارزش است؟؛ سوال مهم تر این است که در بین گزینه های موجود، این دارو در کجا می تواند بیشترین منفعت سلامت را ایجاد کند؟ پاسخ به این پرسش، تصمیم گیری را از جذابیت یک تکنولوژی جدید بسمت اولویت بندی و تخصیص هوشمندانه منابع می برد.
از سوی دیگر، نباید ورود داروهای جدید به مفهوم عقب نشینی از پیشگیری باشد. یکی از خطرهای مهم این است که تمرکز افکار عمومی و رسانه ها بر آمپول لاغری، توجه سیاست گذار را از عوامل محیطی و اجتماعی موثر بر چاقی دور کند. وقتی چاره چاقی بیشتر در قالب یک محصول درمانی دیده شود، ممکنست مداخلاتی مانند اصلاح محیط غذایی، کاهش مصرف نوشیدنی های شیرین، تنظیم بازاریابی و تبلیغات مواد غذایی ناسالم و فراهم کردن دسترسی بهتر به فضاهای مناسب برای فعالیت بدنی، کمتر در مرکز توجه قرار گیرند. این در شرایطی است که مواجهه با چاقی فقط به درمان فرد مبتلا محدود نمی شود؛ قسمتی از آن به ساختن محیطی مربوط است که انتخاب سالم را برای مردم آسان تر کند. پیشگیری شاید به اندازه یک آمپول جدید خبرساز نباشد، اما از منظر سلامت جمعیت نمی توان اهمیت آنرا نادیده گرفت.
این به مفهوم قرار دادن سبک زندگی در مقابل دارو نیز نیست. چنین دوگانه ای بیش از اندازه ساده است. برای فردی که به درمان دارویی نیاز دارد، دارو می تواند بخشی مهم از مسیر درمان باشد و نباید اهمیت آنرا با سفارش های کلی در رابطه با رژیم غذایی یا فعالیت بدنی کم رنگ کرد. مساله، طراحی یک مسیر منسجم است؛ مسیری که در آن پیشگیری، شناسایی و مدیریت چاقی، مداخلات رفتاری، درمان دارویی برای افراد حائز شرایط و پیگیری بلندمدت، هرکدام جای خویش را داشته باشند. دراین میان، سواد سلامت و فرهنگ سلامت نیز اهمیت دارند؛ برای اینکه توانایی مردم برای شناخت خطرها، انتخاب های سالم و استفاده درست از خدمات و درمان ها، قسمتی از مدیریت بلند مدت چاقی است.
در نتیجه، قبل از آنکه در رابطه با ورود یا تأمین مالی یک داروی جدید تصمیم بگیریم، باید چند سوال اساسی را پاسخ دهیم: چه کسانی بیشترین منفعت را از درمان خواهند برد؟ چه کسانی باید در اولویت دسترسی قرار گیرند؟ هزینه آن چطور تأمین خواهد شد؟ نظام بهداشت و درمان تا چه اندازه برای تجویز، پیگیری و ادامه درمان آمادگی دارد؟ و چطور میتوان اطمینان یافت که دسترسی به درمان، به جای کاهش نابرابری، شکاف های سلامت را بیشتر نمی کند؟ این سوال ها باید در همان چرخه ای بررسی شوند که سیاست گذار در رابطه با اولویت ها تصمیم می گیرد، مدیران بهداشت و درمان امکان اجرای آنرا می سنجند و اقتصاددانان سلامت نتایج اقتصادی و تخصیصی آنرا تحلیل می کنند.
در مجموع، آمپول های لاغری را نه باید معجزه ای برای حل مساله چاقی دانست و نه تهدیدی برای سیاستهای سلامت. آنها ابزارهای درمانی مهمی هستند که می توانند برای قسمتی از افراد دچار چاقی، ارزش بالینی قابل توجهی ایجاد کنند. اما مساله اصلی نظام سلامت، صرفا داشتن این ابزار نیست؛ بلکه تعیین جایگاه درست آن در یک مسیر عادلانه و پایدار برای پیشگیری و مدیریت چاقی است. دارو می تواند قسمتی از چاره چاقی باشد؛ اما نمی تواند جای سیاست مواجهه با چاقی را بگیرد.»
به اجمال، اگر یک درمان جدید موثر باشد، اما دسترسی به آن بیش از آنکه به نیاز سلامت وابسته باشد به توانایی پرداخت افراد وابسته شود، ممکنست شکاف های موجود در سلامت عمیق تر شود. این سوال ها باید در همان چرخه ای بررسی شوند که سیاست گذار در ارتباط با اولویت ها تصمیم می گیرد، مدیران بهداشت و درمان امکان اجرای آن را می سنجند و اقتصاددانان سلامت نتایج اقتصادی و تخصیصی آن را تحلیل می کنند. در مجموع، آمپول های لاغری را نه باید معجزه ای برای حل مساله چاقی دانست و نه تهدیدی برای سیاست های سلامت.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
عقیده بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم در مورد این مطلب ابراز عقیده کنید