كدام دیگو؟ كدام مارادونا؟

كدام دیگو؟ كدام مارادونا؟

ساماس: دیگو آرماندو مارادونا فقط یك بازیكن خوب، یك ستاره بزرگ یا یك نابغه دست نیافتنی نبود. او منشوری چندوجهی به شمار می آمد كه هر كس از زاویه دلخواهش به آن نگاه می كرد. ال دیگو صاحب یك شخصیت جادویی و كاریزماتیك بود كه بسیاری عقیده دارند مشابهش تا ابد زاده نخواهد شد؛ مارادونا یك نفر نبود، یك پدیده بود.



به گزارش ساماس به نقل از ایسنا، روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: «وقتی از مرگ مارادونا حرف می زنیم، از واقعه ای سخن می گوییم که جهان فوتبال را در بی سابقه ترین شوک تاریخش قرار داد؛ خبری که اشک خیلی از مجریان تلویزیونی در سراسر دنیا را درآورد و موجب اعلام سه روز عزای عمومی در آرژانتین شد. سه روز؟! شوخی نکنید. این عزای عمومی برای هموطنان او تا آخر دنیا ادامه خواهد داشت. دیگو آرماندو مارادونا فقط یک بازیکن خوب، یک ستاره بزرگ یا یک نابغه دست نیافتنی نبود. او منشوری چندوجهی به شمار می آمد که هر کس از زاویه دلخواهش به آن نگاه می کرد. ال دیگو صاحب یک شخصیت جادویی و کاریزماتیک بود که بسیاری عقیده دارند مشابهش تا ابد زاده نخواهد شد؛ مارادونا یک نفر نبود، یک پدیده بود.

مارادونای نبوغ

اسم مارادونا با فوتبال گره خورده و با شنیدن نامش، هر مخاطبی در درجه اول یاد هنرنمایی های وی در مستطیل سبز می افتد. مارادونا تکنیک خارق العاده ای داشت؛ گویی که عبور از بازیکنان حریف برایش نوعی تفنن و سرگرمی بود. شاید کلاسیک ترین گل تاریخ دنیای فوتبال، همانی باشد که او پس از دریبل چند بازیکن تیم ملی انگلیس در جام جهانی ۱۹۸۶ به ثمر رساند؛ یک شکوه بی نظیر از مردی که با توپ «شعر» می گفت. بدون تردید بخش زیادی از دوام و قوام فوتبال و فراگیری محبوبیت دیوانه وار آن برای نسل های بعدی، مدیون هنرنمایی های مارادونا بود. یکی از پربازدیدترین ویدئوها پس از درگذشت مارادونا، فیلم رقص او با توپ، آن هم با بندهای باز کفش قبل از شروع یک مسابقه ناپولی بود.

مارادونای متقلب

برای اخلاق گرایان صرف، همه تمجیدها از گل هند مارادونا به انگلیس بی معنا است. خود دیگو این گل را «دست خدا» نامید و برایش توجیه سیاسی تراشید. هواداران اسطوره آرژانتینی هم ترجیح دادند بجای سختگیری، از این گل زیبا و نزدیک شدن ال دیگو به کاپ قهرمانی جهان لذت ببرند. حتی پیکره ای از دست مارادونا هم در آرژانتین طراحی و نصب شد! طرفداران بازی جوانمردانه اما از این «تقلب تحسین شده» اعلام انزجار می کنند و آنرا نوعی انحراف دسته تعدادی از اصول اخلاقی می خوانند؛ همانطور که معتقدند دوپینگ مارادونا در جام جهانی ۱۹۹۴ هم مصداقی دیگر از تمایل او به استفاده از ابزار نامشروع برای کسب برتری بوده است. مارادونا داستان دوپینگش در آن مسابقات را یک توطئه از طرف فیفا دانست و طبق معمول خیلی از مخاطبانش ترجیح دادند این ادعا را باور کنند اما بعید است حق با او بوده باشد. این تازه بخش حرفه ای رفتارهای مارادونا در زمین بازی است؛ وگرنه زندگی شخصی او هم بهانه های پرشمار دیگری برای تخطئه شدن از طرف این گروه دارد.

مارادونای مربی

یکی از بدیهی ترین اصول فوتبال این است که: «هر بازیکن بزرگی قرار نیست لزوما مربی بزرگ هم باشد.» صد افسوس که دیگو مارادونا تبدیل به یک مصداق شش دانگ برای تایید این جمله شد. او پس از اختتام دوران بازی هیچ گاه نباید به سمت مربیگری می رفت. این عرصه برای دیگو چیزی جز شکست و کاسته شدن از ابهت و عظمتش نداشت. مارادونا در جام جهانی ۲۰۱۰ با کوچینگ بدش تیم ملی آرژانتین را برابر آلمان تحقیر کرد. کیفیت کار دیگو روی نیمکت آلبی سلسته طوری بود که تیم بعدی اش تا سطح الوصل امارات تنزل پیدا کرد. باز تازه این روزهای خوب مارادونا بود، چون به هر حال الوصل در دسته اول فوتبال امارات حضور داشت، وگرنه او چند سال بعد حتی هدایت الفجیره در دسته دوم این کشور را هم پذیرفت. دوران مربیگری مارادونا، یک شورش ترحم برانگیز مقابل روزهای درخشان بازی او بود. به یاد بیاورید که چطور پس از گل تساوی بخش مارتین پالرمو در دقیقه ۹۳ بازی با پرو در مقدماتی به جام جهانی ۲۰۱۰، دیگوی بزرگ روی زمین پر از آب شیرجه رفت و مایه تمسخر مطبوعات جهان شد. به یاد بیاورید که او چطور پس از گل دیرهنگام محمدرضا خلعتبری برای الوصل در یک بازی از جام حذفی بی ارزش امارات ۵۰ متر دنبال ستاره ایرانی دوید و او را غرق در بوسه کرد. اینها شأن مارادونا بود؟ حتی دشمنانش هم حاضر نبودند او را در چنین وضعی ببینند.

مارادونای کاپیتان

آیا مارادونا بهترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان بود؟ بسیاری می گویند بله و بسیاری هم جواب منفی می دهند. مثلا لیونل مسی یکی از رقبای جدی مارادونا در تصاحب این عنوان است. چه بسا مسی از نظر تداوم و ۱۷ سال حضور موثر در بالاترین سطح فوتبال باشگاهی جهان یک گام هم از مارادونا پیش باشد اما نقطه ضعف بزرگ لئو، اصلی ترین نقطه قوت مارادونا بود. ال دیگو به تمام معنا شخصیت یک «رهبر» را در تیم هایش داشت. او تیم ملی آرژانتین را روی دوش خودش به سمت قهرمانی جام جهانی ۱۹۸۶ پیش برد. مارادونا تیمش را اداره می کرد، فریاد می زد، پرخاش می کرد و بی هراس بود. جای همه این چیزها در لئو مسی و بسیاری دیگر از ستاره های پس از مارادونا خالی است. دیگو در ناپولی ایتالیا نیز جلوه های دیگری از قدرت راهبری اش را به رخ کشید. او از نظر روانی برای هر تیمی یک وزنه محکم به شمار می آمد.

مارادونا به سبک مارادونا

در نهایت مارادونا یک پدیده منحصربه فرد بود که با همه خوبی ها و بدی هایش شمایلی از یک اسطوره جادویی را برای هواداران فوتبال داشت. او اهتمام نکرد خودش را چیزی غیر از آن چه واقعا هست نشان بدهد. ویدئوی مشهوری از یک کودک معلول وجود دارد که بزرگ ترین آرزوی زندگی اش را مهار ضربه پنالتی مارادونا می خواند. فرصت تقابل با اسطوره آرژانتینی برای او فراهم می شود اما دیگو شوتش را گل می کند و تازه شادی پس از گل هم انجام می دهد؛ آن چه از هیچ کس جز او انتظار ندارید. داستان ما اما، دِینی است که او بر گردن مان دارد؛ کسی که از تماشای جادویش با توپ لذت می بردیم. یک الگوی جهانی که برای سالیان سال هر فوتبالیست خوش تکنیکی را با او مقایسه می کردند. دل فوتبال برای مارادونا تنگ خواهد شد. بین انبوه واکنش های بین المللی به این ضایعه بزرگ، شاید توییت گری لینه کر، ستاره پیشین فوتبال انگلستان بهترین اختتام بندی برای این گزارش باشد. لینه کر در سوگ دیگو نوشت: «مارادونا با فاصله بهترین بازیکن نسل من بود. بعد از یک زندگی درخشان اما پریشان و توفانی، امیدوارم که او سرانجام در دست خدا آرامش پیدا کند.»




1399/09/08
21:35:10
5.0 / 5
259
تگهای خبر: زندگی , طراحی , قلب , كیفیت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۴
ساماس - یوگا